سيد على اكبر برقعى قمى
341
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و اين كتاب نمونهء نثر فصيح قرن هشتم است . و فرزندش محمّد بن هندوشاه نخجوانى منشى و كاتب مبرّز و از نزديكان خواجه غياث الدّين محمّد بن رشيد الدّين فضل اللّه بود و صاحب كتاب صحاح العجم در لغت فارسى به اسم خواجه غياث الدّين و كتاب دستور الكاتب فى تعيين المراتب در فنّ انشا و وظايف منشيان و اين كتاب را به دستور خواجه غياث الدّين نوشت . « 1 » نخشبى : منسوب است به نخشب بر وزن جعفر از شهرهاى ماوراءالنهر و از آن شهر است عبد العزيز ابن محمّد بن محمّد بن عاصم نخشبى عاصمى در شمار حفّاظ حديث و متوفّاى 452 . و عسكر بن محمّد معروف به ابو تراب نخشبى از اجلّهء مشايخ عرفا . گويند : « در فتوّت بىنظير و در زهد و توكّل بىبديل بود و در مدّت چهل سال عبادت سر خود را بر بالين نگذاشت و هروقت خواب بر او غلبه كرد سر بر زمين نهاد و بخفت » . ابو عبد اللّه حلاء گويد : « به خدمت سيصد پير و مرشد رسيدم چهار كس را در زهد بىنظير ديدم كه يكى از آنان ابو تراب نخشبى بود » . ابو تراب در سال 245 درگذشت . و ضياء الدّين نخشبى از منشيان و نويسندگان كه در هندوستان زيست و عمر را به زهد و عبادت گذرانيد و در سال 751 درگذشت . و از اوست : طوطىنامه و اين كتاب را از زبان سانسكريت به زبان فارسى برگردانيد و محمّد غديرى آن را تلخيص كرد و كتاب سلك و سلوك و عشرهء مبشّره و لذّت النساء و داستان معصوم شاه معروف به گلريز . و بدر الدّين نخشبى از منشيان دربار سلجوقيان روم و از همين روى او را رومى گويند و صاحب كتابى در صنعت انشا به نام التوسل الى الترسّل و آن را در سال 684 نوشته است و نخشب نيز قريهاى است در عراق . نخعى : منسوب است به نخع بر وزن طمع و آن لقب حبيب بن عمرو بن علة بن جلد بن مالك است و به قول بعضى نام ابو جسر بود و او را نخع ازآنجهت لقب دادند كه از عشيرهء خود دور افتاد و يا دورى گزيد . و از اين قبيله است ابو عمران ابراهيم بن يزيد بن اسود نخعى در شمار فقيهان تابعين بلكه از مشاهير آنان و كسى است كه ابو خليفه نعمان بن ثابت از ديدن او به خود مىباليد و به آن فخر مىكرد و در سال 95 درگذشت . حجّاج بن يوسف خواست او را زندان كند ابراهيم گريخت . اعمش از او پرسيد كجا بودى وقتى حجّاج تو را طلبيد ؟ گفت جايى كه شاعر گفت : عوى الذئب فاستانست بالذئب اذ عوى * و صوت انسان فكدت اطير يعنى : « گرگ بانگ برداشت و من به بانگ گرگ انس گرفتم و انسانى بانگ برداشت و نزديك بود بپرم » . كنايت از اينكه بانگ چنان انسان از بانگ گرگ وحشتانگيزتر بود . و ابو شبل علقمة ابن قيس بن عبد اللّه نخعى عمّ اسود بن يزيد و خال ابراهيم نخعى نيز از فقهاى تابعين و از اصحاب امير المؤمنين على عليه السّلام بود و
--> ( 1 ) - و نيز محمّد علىّ بن حاجى خداداد نخجوانى از مشاهير علماى اماميّه و فقيه اصولى و محدّث قرن اخير و مرجع تقليد شيعيان قفقاز و نقاط ديگر در سال 1334 قمرى در كربلا درگذشت ، از تأليفات اوست : اجتماع الامر و النهى ، اجماع المنقول ، حاشيه بر رسائل و مكاسب شيخ انصارى رحمه اللّه ، مقدمهء واجب ، دعاء الحسينيّة و چند اثر ديگر ( ريحانة الأدب : 6 / 151 ) .